واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

پاره کردن

تأییدنشده

etwas ausreissen
عبارت

عبارت

  • پاره کردنپاره کَردَنتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را ریشه کن کردنچیزی را ریشه کَن کَردَنتأییدنشده
منبع‌ها و یادکردها