فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ثابت شده

تأییدنشده

erwiesen نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • ثابت شدهثابِت شُدهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عیان شدهعَیان شُدهتأییدنشده

دستور زبانِ erwiesen

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

ausreichende Aufmerksamkeit erwiesen wird

توجه کافی مبذول می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها