فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توسعه دادن

تأییدنشده

erweitern فعل

فعل

  • توسعه دادنتوسعه دادَن(einen bestimmten Anteil hinzufügen)(vergrößern, weiten)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گسترش دادن(to increase in extent)تأییدنشده
  • پهن کردنپَهن کَردَنتأییدنشده
  • گشاد کردنگُشاد کَردَنتأییدنشده
  • باز کردنbâz kardanباز کَردَن[ˌbɒːzkʲæɾˈd̪æn]تأییدنشده
  • منبسط کردنمُنبَسِط کَردَنتأییدنشده
  • وسیع کردنوَسیع کَردَنتأییدنشده
  • توسعهtowse'eتوسِعه[t̪ʰow.se.ʔé](einen bestimmten Anteil hinzufügen)(vergrößern, weiten)تأییدنشده

دستور زبانِ erweitern

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈvaɪ̯tɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • erweitertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erweiterndمعلوم، participle، حال
  • erweitertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erweiterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erweitereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erweitreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erweitertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erweiterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erweitereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erweitreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erweitereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erweitreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erweiterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erweiterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erweitertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erweitereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erweitreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erweitertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erweitertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erweiterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erweiterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erweitertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erweitertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erweiterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erweiterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erweitertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erweitertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erweitertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erweitertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erweitertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erweitertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Reisen erweitert den Horizont.

سفر افق دید را توسعه می‌دهد.

Ich möchte meinen Wortschatz erweitern.

من دوست دارم دایرهٔ لغاتم را توسعه دهم.

Er freute sich über jede Gelegenheit, seinen Wortschatz zu erweitern.

او از هر فرصتی برای گسترش دایرهٔ لغاتش خوشحال می‌شود.

Gute Filme erweitern unseren Horizont.

فیلم‌های خوب افق دید ما را وسیع‌تر می‌کنند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

das Wissen erweitert sich

دانش با حدود و حواشی پیش می رود

Hier erhalten Sie Informationen zur erweiterten Suche.

شما اینجا تمام مشخصه های جستجوی پیشرفته را فرا می گیرید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

die Strasse wird erweitert

جاده تعریض می شود

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: xtofu80 (de #368680), cojiluc (fa #8132179), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3076368), cojiluc (fa #7448849), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #3450950), cojiluc (fa #7448853), tatoeba.org
  4. ۴: Dejo (de #740892), pliiganto (fa #739927), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: cost (de #588731), mahdiye (fa #598029), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها