فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آفریدن

âfaridan[ʔɒː.fæ.ɹiː.d̪ǽn]

erstellen فعل

فعل

  • آفریدنâfaridanآفَریدَن[ʔɒː.fæ.ɹiː.d̪ǽn](create)(transitiv: etwas erbauen, errichten, herstellen)
  • ایجاد کردنijâd kardanایجاد کَردَن(create)(transitiv: etwas erbauen, errichten, herstellen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خلق(transitiv: etwas erbauen, errichten, herstellen)تأییدنشده
  • خلق کردنخَلق کَردَن(transitiv: etwas erbauen, errichten, herstellen)تأییدنشده
  • ایجادijâd[iːˈdʒɒːd](transitiv: etwas erbauen, errichten, herstellen)تأییدنشده

دستور زبانِ erstellen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃtɛlən]
همهٔ صورت‌ها
  • erstelltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erstellendمعلوم، participle، حال
  • erstelltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erstellمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstelleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstelltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstelleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erstelleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstellstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstellestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstelltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erstelleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erstelltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstelletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erstellteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erstellteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstelltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erstelltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstellteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erstellteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erstelltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erstelltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erstelltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erstelltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erstelltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erstelltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

eine Kollektion von Stoffen erstellen

پارچه ها را کلکسیون کردن

منابع و ارجاع‌ها