فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را در حراج بدست آوردن

تأییدنشده

ersteigern فعل

فعل

  • چیزی را در حراج بدست آوردنچیزی را دَر حَراج بِدَست آوَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ ersteigern

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃtaɪ̯ɡɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • ersteigertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ersteigerndمعلوم، participle، حال
  • ersteigertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ersteigerمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersteigereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersteigreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersteigertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ersteigerمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ersteigereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ersteigreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ersteigereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ersteigreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ersteigerstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersteigerstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ersteigertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ersteigereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ersteigreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ersteigertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ersteigertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ersteigerteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ersteigerteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ersteigertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ersteigertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ersteigerteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ersteigerteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ersteigertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ersteigertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ersteigertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ersteigertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ersteigertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ersteigertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها