رفتن به محتواخلاندن
تأییدنشده
erstechen فعل
فعل
- خلاندن(to pierce or wound with pointed object)تأییدنشده
دستور زبانِ erstechen
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈʃtɛçn̩]
همهٔ صورتها
- erstochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erstechendمعلوم، participle، حال
- erstochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erstichمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erstechtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erstecheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- erstecheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erstichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erstechestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erstichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erstecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erstechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- erstechetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erstachمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erstächeمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erstachstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erstächestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erstächstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erstachمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erstächeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erstachenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- erstächenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erstachtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erstächetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erstächtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erstachenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erstächenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها