فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خلاندن

تأییدنشده

erstechen فعل

فعل

  • خلاندن(to pierce or wound with pointed object)تأییدنشده

دستور زبانِ erstechen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃtɛçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erstochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erstechendمعلوم، participle، حال
  • erstochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erstichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstechtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstecheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erstecheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstechestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erstecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erstechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstechetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erstachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erstächeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstachstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erstächestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstächstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstachمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erstächeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erstachenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erstächenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erstachtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erstächetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erstächtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erstachenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erstächenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها