فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قدرت گرفتن

تأییدنشده

erstarken فعل

فعل

  • قدرت گرفتنقُدرَت گِرِفتَنتأییدنشده

دستور زبانِ erstarken

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʃtaʁkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erstarktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erstarkendمعلوم، participle، حال
  • erstarktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erstarkمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarkeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstarkeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erstarkeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstarkstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarkestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erstarktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erstarkeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erstarktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erstarketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erstarkteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erstarkteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erstarktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarkteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erstarkteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erstarktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erstarktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erstarktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erstarktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erstarktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها