فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جایگزین کردن

تأییدنشده

ersetzen فعل

فعل

  • جایگزین کردن(to supply or substitute an equivalent for)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عوض کردنavaz kardanعَوَض کَردَن[ʔæ.vǽz kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • بدل کردنبَدَل کَردَنتأییدنشده
  • جبران خسارت کردنجُبرانِ خِسارَت کَردَنتأییدنشده
  • تعمیر کردنta'mir kardanتَعمیر کَردَن[t̪ʰæʔ.míːɹ kʰʲæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ ersetzen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈzɛt͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ersetztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ersetzendمعلوم، participle، حال
  • ersetztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ersetzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersetzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersetztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ersetzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ersetzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ersetztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ersetzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ersetztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ersetzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ersetztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ersetzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ersetzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ersetzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ersetztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ersetztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ersetzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ersetzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ersetztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ersetztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ersetztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ersetztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ersetztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ersetztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Losungen ersetzen keine Lösungen.

شعارها راهکارها را جایگزین نمی‌کنند.

Eine Fülle von Büchern ersetzt den guten Lehrer nicht.

انبوهی از کتابها یک معلم خوب را جایگزین نمی‌کنند.

Niemand kann dich ersetzen.

هیچکی نمی‌تواند جایگزین تو شود.

Die beste Amme ersetzt keine Mutter.

بهترین دایه هیچ مادری را جایگزین نمی‌کند.

Nichts kann die Gesundheit ersetzen.

هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین سلامتی باشد.

Der Arbeitgeber kann die Streikenden nicht ersetzen.

کارفرما نمی‌تواند اعتصاب کنندگان را تعویض کند.

Auch ein Fülle von Büchern ersetzt den guten Lehrer nicht.

حتی انبوهی از کتابها یک معلم خوب را جایگزین نمی‌کنند.

CDs haben Schallplatten ersetzt.

سی‌دی‌ها صفحه‌های گرامافون را جایگزین کردند.

Ich muss diese Leuchtstoffröhre ersetzen.

باید آن لامپ مهتابی را عوض کنم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Der Teppich was abgenutzt und musste ersetzt werden.

فرش مندرس بود و می بایست عوض می شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2403808), cojiluc (fa #12657116), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1435602), cojiluc (fa #13124776), tatoeba.org
  3. ۳: Manfredo (de #2221993), cojiluc (fa #7706673), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #4927761), cojiluc (fa #8185994), tatoeba.org
  5. ۵: marcika (de #3680793), cojiluc (fa #7706674), tatoeba.org
  6. ۶: MUIRIEL (de #387002), cojiluc (fa #7706672), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5223134), cojiluc (fa #7562782), tatoeba.org
  8. ۸: Yorwba (de #10099443), cojiluc (fa #10188359), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #880943), ghasemkiani (fa #907887), tatoeba.org
  10. ۱۰: raggione (de #3844243), kuarash (fa #3839792), tatoeba.org
منابع و مجوزها