رفتن به محتواخواب رفتن
تأییدنشده
xâb raftan
erschlaffen فعل
فعل
- خواب رفتنxâb raftanخواب رَفتَن(Mensch)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شل شدنشُل شُدَن(Gegenstand)تأییدنشده
- منسبط شدنمُنسَبِط شُدَن(Gegenstand)تأییدنشده
- رنجور شدن(to lose strength and become weak)تأییدنشده
دستور زبانِ erschlaffen
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈʃlafn̩]
همهٔ صورتها
- erschlafftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erschlaffenمعلوم، مصدر، حال
- erschlaffendمعلوم، participle، حال
- erschlafftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erschlaffمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erschlaffeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erschlafftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erschlaffeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- erschlaffeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erschlaffstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erschlaffestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erschlafftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erschlaffeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erschlaffenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- erschlaffenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- erschlafftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- erschlaffetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erschlaffenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- erschlaffenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erschlaffteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erschlaffteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erschlafftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erschlafftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erschlaffteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erschlaffteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erschlafftenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- erschlafftenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erschlafftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erschlafftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erschlafftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erschlafftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها