فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انفعال بردن

تأییدنشده

erröten فعل

فعل

  • انفعال بردناِنفِعال بُردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رنگ آوردنرَنگ آوَردَنتأییدنشده
  • سرخ رو شدنسُرخ رو شُدَنتأییدنشده
  • چهره افروختنچِهره اَفروختَنتأییدنشده
  • گل انداختنگُل اَنداختَنتأییدنشده
  • گلگون شدنگُلگون شُدَنتأییدنشده
  • سرخ شدن(to redden or pinken in the face from shame, shyness, excitement, or embarrassment)تأییدنشده

دستور زبانِ erröten

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʁøːtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • errötetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • errötenمعلوم، مصدر، حال
  • errötendمعلوم، participle، حال
  • errötetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erröteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • errötمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • errötetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erröteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erröteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • errötestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • errötestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • errötetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erröteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • errötenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • errötenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • errötetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • errötetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • errötenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • errötenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erröteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erröteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • errötetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • errötetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erröteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erröteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • errötetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • errötetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • errötetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • errötetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • errötetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • errötetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Tom sowohl als auch Maria erröteten.

هم تام و هم مری سرخ شدند.

Sowohl Tom als auch Maria erröteten.

هم تام و هم مری سرخ شدند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #3010278), reto (fa #3651435), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #3010275), reto (fa #3651435), tatoeba.org
منابع و مجوزها