فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آزمودن

âzmudan[ʔɒːz.muː.d̪ǽn]

erproben فعل

فعل

  • آزمودنâzmudanآزمودَن[ʔɒːz.muː.d̪ǽn](prove)

دستور زبانِ erproben

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈpʁoːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erprobtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erprobendمعلوم، participle، حال
  • erprobtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erprobمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erprobeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erprobtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erprobeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erprobeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erprobstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erprobestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erprobtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erprobeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erprobtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erprobetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erprobteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erprobteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erprobtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erprobtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erprobteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erprobteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erprobtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erprobtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erprobtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erprobtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erprobtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erprobtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Erprobe neue und schwierige Dinge, sei abenteuerlustig.

چیزهای نو و سخت را بیازما، ماجراجو باش.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4870445), cojiluc (fa #8103924), tatoeba.org
منابع و مجوزها