فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تسخیر کردن

تأییدنشده

tasxir kardan[t̪ʰæs.xiːɹ kʰʲæɹ.d̪æn]

erobern فعل

فعل

  • تسخیر کردنtasxir kardanتَسخیر کَردَن[t̪ʰæs.xiːɹ kʰʲæɹ.d̪æn](defeat in combat)تأییدنشده

دستور زبانِ erobern

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʔoːbɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • erobertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • eroberndمعلوم، participle، حال
  • erobertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • eroberمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erobereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erobreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erobertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • eroberمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erobereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erobreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erobereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erobreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • eroberstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • eroberstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erobertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erobereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erobreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erobertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erobertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • eroberteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • eroberteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erobertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erobertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • eroberteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • eroberteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erobertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erobertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erobertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erobertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erobertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erobertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Erobern ist leichter als regieren.

تصرف کردن آسان‌تر از حکومت کردن است.

Wer die Tochter erobern will, muss bei der Mutter anfangen.

کسی که می‌خواهد بر دختر دست یابد، باید با مادر شروع کند.

Wir brauchten sechs Jahre, um Konstantinopel zu erobern.

ما به شش سال نیاز داریم تا قسطنطنیه را فتح کنیم.

Ich versuche ihr Herz zu erobern.

من تلاش می‌کنم قلبش را تسخیر کنم.

Eigentlich wollte ich die Welt erobern, aber es regnet!

در واقع می‌خواستم دنیا را فتح کنم، اما باران آمد!

Wilhelm der Eroberer eroberte 1066 England.

ویلهلم فاتح انگلستان را در سال ۱۰۶۶ فتح کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1306223), cojiluc (fa #7911505), tatoeba.org
  2. ۲: Sudajaengi (de #969633), cojiluc (fa #7911581), tatoeba.org
  3. ۳: marcelostockle (de #1906346), cojiluc (fa #7911545), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #1842676), cojiluc (fa #7911514), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1927247), cojiluc (fa #7911586), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #5320285), cojiluc (fa #7911530), tatoeba.org
منابع و مجوزها