فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خوار ساختن

تأییدنشده

erniedrigen فعل

فعل

  • خوار ساختنخوار ساختَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را ذلیل کردنکِسی را ذَلیل کَردَنتأییدنشده
  • تحقیر کردنتَحقیر کَردَن(to injure a person's dignity and self-respect)تأییدنشده
  • حقیر کردنحَقیر کَردَنتأییدنشده
  • پست کردنpost kardanپَست کَردَن[post kæɾdæn][pʰostʰ kʰæɾdæn]تأییدنشده

دستور زبانِ erniedrigen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈniːdʁɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erniedrigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erniedrigendمعلوم، participle، حال
  • erniedrigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erniedrigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erniedrigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erniedrigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erniedrigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erniedrigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erniedrigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erniedrigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erniedrigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erniedrigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erniedrigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erniedrigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erniedrigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erniedrigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erniedrigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erniedrigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erniedrigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erniedrigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erniedrigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erniedrigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erniedrigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erniedrigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erniedrigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erniedrigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er wurde erniedrigt

او پست و سر افکنده شد

منابع و ارجاع‌ها