فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

منتصب شده

تأییدنشده

ernannt نوع واژه نامشخص

نوع واژه نامشخص

  • منتصب شدهمُنتَصِب شُده(für Aufgabe)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منصوب شدهمَنصوب شُده(für Aufgabe)تأییدنشده

دستور زبانِ ernannt

نوع واژه نامشخص

مثال‌ها

Er wurde zum Vorsitzenden ernannt.

او به ریاست منصوب شد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: mayabe (de #12565219), AsliAbbasi (fa #1519596), tatoeba.org
منابع و مجوزها