فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تشویق کردن

تأییدنشده

tašviq kardan[t̪ʰæʃ.viːɢ̥ kʰʲæɹ.d̪æn]

ermuntern فعل

فعل

  • تشویق کردنtašviq kardanتَشویق کَردَن[t̪ʰæʃ.viːɢ̥ kʰʲæɹ.d̪æn](mentally support or motivate)تأییدنشده

دستور زبانِ ermuntern

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈmʊntɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • ermuntertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ermunterndمعلوم، participle، حال
  • ermuntertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ermunterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ermuntereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ermuntreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ermuntertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ermunterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ermuntereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ermuntreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ermuntereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ermuntreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ermunterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ermunterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ermuntertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ermuntereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ermuntreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ermuntertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ermuntertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ermunterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ermunterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ermuntertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ermuntertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ermunterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ermunterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ermuntertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ermuntertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ermuntertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ermuntertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ermuntertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ermuntertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ermunterestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • ermunteretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
  • ermuntrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • ermuntretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها