فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رنج بردن

تأییدنشده

erleiden فعل

فعل

  • رنج بردن(etwas körperlich oder seelisch Unangenehmes erleben; eine unangenehme Erfahrung machen)تأییدنشده

دستور زبانِ erleiden

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈlaɪ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erlittenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erleidenمعلوم، مصدر، حال
  • erleidendمعلوم، participle، حال
  • erlittenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erleidمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erleideمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erleidetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erleideمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erleideمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erleidestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erleidestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erleidetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erleideمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erleidenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • erleidenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • erleidetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erleidetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erleidenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • erleidenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erlittمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erlitteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erlittestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erlittstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erlittestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erlittمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erlitteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erlittenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erlittenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erlittetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erlittetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erlittenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erlittenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Es gibt zwei Arten von Abschieden: den einen erlebt man, den andern erleidet man.

دو نوع بدرود در زندگی وجود دارد: نوعی که تجربه کرده‌ایم، و نوعی که از آن رنج کشیده‌ایم.

Welche Krankheit erleidet sie?

او از چه بیماریی رنج می‌برد؟

Strafe für andere erleiden

چوب کسی را خوردن

er erlitt einen Herzschlag

سکته ای عارضش شد

er erlitt einen plötzlichen Tod

او دچار مرگ مفاجات شد

Viele erlitten schwere Wunden im Kampf.

خیلی از مردان در جنگ شدیدا مجروح شدند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1892793), cojiluc (fa #7726440), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4826379), cojiluc (fa #8365651), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: Djabby (de #3982673), mahdiye (fa #822375), tatoeba.org
منابع و مجوزها