رفتن به محتوابیمار شدن
تأییدنشده
bimâr šodan
erkranken فعل
فعل
- بیمار شدنbimâr šodan(become ill)تأییدنشده
دستور زبانِ erkranken
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈkʁaŋkn̩]
همهٔ صورتها
- erkranktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erkrankenمعلوم، مصدر، حال
- erkrankendمعلوم، participle، حال
- erkranktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erkrankمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erkrankeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erkranktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erkranketمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erkrankeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- erkrankeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erkrankstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erkrankestمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erkrankestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erkranktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erkranketمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erkrankeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erkrankenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- erkrankenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- erkranktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- erkranketمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- erkranketمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erkrankenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- erkrankenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erkrankteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erkrankteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erkranktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erkranktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erkrankteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erkrankteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erkranktenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- erkranktenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erkranktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erkranktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erkranktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erkranktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها