فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خنیدن

تأییدنشده

xanidan

erklingen فعل

فعل

  • خنیدنxanidan(of a place: to reverberate with sound or noise)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صدا دادن(to produce a sound)تأییدنشده

دستور زبانِ erklingen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈklɪŋən]
همهٔ صورت‌ها
  • erklungenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erklingendمعلوم، participle، حال
  • erklungenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erklingمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erklingeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erklingtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erklingeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erklingeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erklingstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erklingestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erklingtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erklingeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erklingtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erklingetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erklangمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erklängeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erklangstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erklängestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erklängstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erklangمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erklängeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erklangenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erklängenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erklangtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erklängetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erklängtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erklangenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erklängenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها