فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تنشیط کردن

تأییدنشده

erheitern فعل

فعل

  • تنشیط کردنتَنشیط کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را به نشاط آوردنکِسی را به نِشاط آوَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ erheitern

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈhaɪ̯tɐn]
همهٔ صورت‌ها
  • erheitertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erheiterndمعلوم، participle، حال
  • erheitertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erheiterمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erheitereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erheitreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erheitertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erheiterمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erheitereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erheitreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erheitereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erheitreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erheiterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erheiterstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erheitertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erheitereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erheitreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erheitertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erheitertمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erheiterteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erheiterteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erheitertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erheitertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erheiterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erheiterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erheitertenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erheitertenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erheitertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erheitertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erheitertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erheitertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها