رفتن به محتواچیزی را به چنگ آوردن
تأییدنشده
ergattern فعل
فعل
- چیزی را به چنگ آوردنچیزی را به چَنگ آوَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ ergattern
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈɡatɐn]
همهٔ صورتها
- ergattertparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- ergatterndمعلوم، participle، حال
- ergattertparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- ergatterمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ergattereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ergattreمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- ergattertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- ergatterمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ergattereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ergattreمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- ergattereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ergattreمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ergatterstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- ergatterstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- ergattertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- ergattereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ergattreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- ergattertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- ergattertمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- ergatterteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- ergatterteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ergattertestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- ergattertestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- ergatterteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- ergatterteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ergattertenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- ergattertenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- ergattertetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- ergattertetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- ergattertenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- ergattertenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- ergatterestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- ergatteretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
- ergattrestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- ergattretمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها