رفتن به محتوااز سرما مردن
تأییدنشده
erfrieren فعل
فعل
- از سرما مردناز سَرما مُردنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- یخ زدنyax zadanیَخ زَدَن[jæx zæ.d̪æn]تأییدنشده
دستور زبانِ erfrieren
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈfʁiːʁən]
همهٔ صورتها
- erfrorenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erfrierendمعلوم، participle، حال
- erfrorenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erfrierمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erfriereمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- erfriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- erfriereمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- erfriereمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erfrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- erfrierestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erfriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- erfriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erfriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- erfrieretمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erfrorمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erfröreمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erfrorstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erfrörestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erfrörstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erfrorمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erfröreمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erfrorenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- erfrörenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erfrortمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erfröretمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erfrörtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erfrorenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erfrörenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها