فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از سرما مردن

تأییدنشده

erfrieren فعل

فعل

  • از سرما مردناز سَرما مُردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • یخ زدنyax zadanیَخ زَدَن[jæx zæ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ erfrieren

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈfʁiːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • erfrorenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erfrierendمعلوم، participle، حال
  • erfrorenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erfrierمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erfriereمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erfriertمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erfriereمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erfriereمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erfrierstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erfrierestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erfriertمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erfriereمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erfriertمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erfrieretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erfrorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erfröreمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erfrorstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erfrörestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erfrörstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erfrorمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erfröreمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erfrorenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erfrörenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erfrortمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erfröretمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erfrörtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erfrorenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erfrörenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها