فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تحقیق کردن

تأییدنشده

erforschen فعل

فعل

  • تحقیق کردنتَحقیق کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کند و کاو کردنکَند و کاو کَردَنتأییدنشده
  • تجسس کردنتَجَسُس کَردَنتأییدنشده
  • تفحص کردنتَفَحُص کَردَنتأییدنشده
  • وارسیدگی کردنتأییدنشده
  • پژوهیدنpežuhidan[pʰe.ʒuː.ɦiː.d̪ǽn][pʰæ.ʒuː.ɦiː.d̪ǽn](to examine with continued care)تأییدنشده
  • اکتشاف کردن(to examine or investigate something systematically)تأییدنشده
  • کاوش کردنkâvoš kardanکاوِش کَردَن(to examine or investigate something systematically)تأییدنشده

دستور زبانِ erforschen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈfɔʁʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erforschtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erforschendمعلوم، participle، حال
  • erforschtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erforschمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erforscheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erforschtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erforscheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erforscheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erforschstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erforschtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erforschestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erforschtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erforscheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erforschtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erforschetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erforschteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erforschteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erforschtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erforschtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erforschteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erforschteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erforschtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erforschtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erforschtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erforschtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erforschtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erforschtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Sie erforschten die Wüste auf der Suche nach einem Schatz.

آنها کویر را در جستجوی گنج کاوش کردند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #8106779), cojiluc (fa #7971170), tatoeba.org
منابع و مجوزها