فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مستلزم کردن

تأییدنشده

erforderlich machen عبارت

عبارت

  • مستلزم کردنمُستَلزِم کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ erforderlich machen

عبارت

منابع و ارجاع‌ها