فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بافتن

تأییدنشده

bâftan[bɒːf.t̪ʰǽn]

erfinden فعل

فعل

  • بافتنbâftanبافتَن[bɒːf.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اختراع کردناِختِراع کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ erfinden

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈfɪndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erfundenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erfindendمعلوم، participle، حال
  • erfundenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erfindمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erfindeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erfindetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erfindeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erfindeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erfindestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erfindestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erfindetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erfindeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erfindetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erfindetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erfandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erfändeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erfandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erfandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erfändestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erfandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erfändeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erfandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erfändenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erfandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erfändetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erfandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erfändenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Du musst das Rad nicht neu erfinden.

تو نباید دوباره چرخ را اختراع کنی.

Die Phönizier haben das Geld erfunden - aber warum so wenig?

فینیقی‌ها پول را اختراع کردند، اما چرا اینقدر کم؟!

Er hat einen neuen Motor erfunden, der kein Benzin braucht.

او یک موتور اختراع کرده است که به بنزین احتیاج ندارد.

Die Engländer haben die Tischreden erfunden, damit man ihr Essen vergisst.

انگلیسی‌ها صحبت سر میز را اختراع کردند، تا آدم غذایشان را فراموش کند.

Das Telefon wurde im Jahre 1876 von Bell erfunden.

تلفن در سال ۱۸۷۶ توسط بل اختراع شد.

Papier wurde zuerst in China erfunden.

کاغذ ابتدا در چین اختراع شد.

Die Wahrheit existiert. Erfunden werden nur Lügen.

حقایق موجود هستند. فقط دروغ‌ها اختراع می‌شوند.

Wissen Sie, wer das Mikroskop erfunden hat?

آیا شما می دانید که چه کسی میکروسکپ را اختراع کرد؟

Das Fernsehen wurde erfunden, um den Analphabeten einen guten Grund zum Brillentragen zu geben.

تلویزیون اختراع شد تا به بیسوادان دلیل خوبی برای عینک گذاشتن بدهد.

Er hat einen Vorwand erfunden.

او یک بهانه پیدا کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #1957104), cojiluc (fa #12780026), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2712016), cojiluc (fa #13180254), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #816047), cojiluc (fa #7197203), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1807742), cojiluc (fa #8181270), tatoeba.org
  5. ۵: Pfirsichbaeumchen (de #2726677), cojiluc (fa #13159721), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1345333), cojiluc (fa #7197199), tatoeba.org
  7. ۷: Adelpa (de #6217048), cojiluc (fa #12993767), tatoeba.org
  8. ۸: xtofu80 (de #493950), pliiganto (fa #666401), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #2571756), cojiluc (fa #13060242), tatoeba.org
  10. ۱۰: Sirio60 (de #4509594), cojiluc (fa #7793141), tatoeba.org
منابع و مجوزها