فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آدم کار کشته

تأییدنشده

erfahrener Mensch
عبارت

عبارت

  • آدم کار کشتهآدَمِ کار کُشتهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سابقه دارسابِقه دارتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها