فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ارت کردن

erden فعل

فعل

  • ارت کردن(connect electrically to the earth)
  • زمین کردن(connect electrically to the earth)

دستور زبانِ erden

فعل

تلفظ
[ˈeːɐ̯dn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geerdetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erdendمعلوم، participle، حال
  • geerdetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erdeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erdمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erdetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erdeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erdeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erdestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erdestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erdetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erdeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erdetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erdetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erdeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erdeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erdetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erdetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erdeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erdeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erdetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erdetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erdetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erdetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erdetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erdetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها