فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قی کردن

erbrechen فعل

فعل

  • قی کردنقِی کَردَن
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • استفراغ کردنestefarâġ kardanاِستِفراغ کَردَن[ʔes.t̪ʰef.ɹɒːɢ̥ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • اغ زدناُغ زَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ erbrechen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈbʁɛçn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erbrochenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erbrechendمعلوم، participle، حال
  • erbrochenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erbrichمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erbrechtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erbrecheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erbrecheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erbrichstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erbrechestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erbrichtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erbrecheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erbrechtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erbrechetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erbrachمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erbrächeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erbrachstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erbrächestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erbrächstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erbrachمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erbrächeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erbrachenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erbrächenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erbrachtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erbrächetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erbrächtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erbrachenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erbrächenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich habe Blut erbrochen

در استفراغ من خون وجود داره

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
منابع و مجوزها