رفتن به محتوارنگ باختن
تأییدنشده
erbleichen فعل
فعل
- رنگ باختنرَنگ باختنتأییدنشده
دستور زبانِ erbleichen
فعل
- تلفظ
- [ɛɐ̯ˈblaɪ̯çn̩]
همهٔ صورتها
- erbleichtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erblichenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- erbleichtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erbleichteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erbleichteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erbleichtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erbleichtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erbleichteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erbleichteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erbleichtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- erbleichtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erbleichtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erbleichtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erbleichtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erbleichtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erbleichendمعلوم، irregular، participle، حال
- erblichenirregular، participle، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- erbleichمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دومشخص، مفرد
- erbleicheمعلوم، وجه امری، irregular، حال، دومشخص، مفرد
- erbleichtمعلوم، وجه امری، irregular، جمع، حال، دومشخص
- erbleicheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد
- erbleicheمعلوم، اولشخص، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erbleichstمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، دومشخص، مفرد
- erbleichestمعلوم، irregular، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- erbleichtمعلوم، وجه اخباری، irregular، حال، مفرد، سومشخص
- erbleicheمعلوم، irregular، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- erbleichtمعلوم، وجه اخباری، irregular، جمع، حال، دومشخص
- erbleichetمعلوم، irregular، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- erblichمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد
- erblicheمعلوم، اولشخص، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erblichstمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- erblichestمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- erblichمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- erblicheمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- erblichenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع
- erblichenمعلوم، اولشخص، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- erblichtمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- erblichetمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- erblichenمعلوم، وجه اخباری، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- erblichenمعلوم، irregular، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها