فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رنگ باختن

تأییدنشده

erblassen فعل

فعل

  • رنگ باختنرَنگ باختَنتأییدنشده

دستور زبانِ erblassen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈblasn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • erblasstparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erblassendمعلوم، participle، حال
  • erblasstparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • erblassمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erblasseمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erblasstمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erblasseمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • erblasseمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erblasstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erblassestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erblasstمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • erblasseمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erblasstمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erblassetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • erblassteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • erblassteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erblasstestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erblasstestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erblassteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • erblassteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erblasstenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erblasstenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erblasstetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erblasstetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erblasstenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erblasstenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

er erblasste

رنگش پرید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها