فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بنا نهادن

تأییدنشده

eröffnen
حال (سوم‌شخص مفرد):
eröffnet
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
eröffnete
اسم مفعول:
eröffnet
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با eröffnen

۱bevor es eröffnet wird

پیش از آنکه به مرحله گشایش رسید

تأییدنشده

فعل

  • بنا نهادن(to found; to institute)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بنیان کردن(to found; to institute)تأییدنشده
  • تأسیس کردنتأسیس کَردَن(to found; to institute)تأییدنشده

دستور زبانِ eröffnen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈʔœfnən]
همهٔ صورت‌ها
  • eröffnetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • eröffnenمعلوم، مصدر، حال
  • eröffnendمعلوم، participle، حال
  • eröffnetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • eröffneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • eröffnetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • eröffneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • eröffneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • eröffnestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • eröffnestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • eröffnetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • eröffneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • eröffnenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • eröffnenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • eröffnetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • eröffnetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • eröffnenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • eröffnenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • eröffneteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • eröffneteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • eröffnetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • eröffnetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • eröffneteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • eröffneteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • eröffnetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • eröffnetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • eröffnetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • eröffnetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • eröffnetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • eröffnetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۲ein neuer Weg eröffnet sich

طریق تازه گشوده می شود

تأییدنشده

۱bevor es eröffnet wird

پیش از آنکه به مرحله گشایش رسید

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها