فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دزدیدن

dozdidan[d̪oz.d̪iː.d̪ǽn]

entwenden فعل

فعل

  • دزدیدنdozdidanدُزدیدَن[d̪oz.d̪iː.d̪ǽn](to illegally take possession of)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به سرقت بردنبه سِرقَت بُردَنتأییدنشده
  • سرقت کردنserqat kardanسِرقَت کَردَنتأییدنشده
  • ربودنrobudanرُبودَن[ɹo.buː.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ entwenden

فعل

تلفظ
[ɛntˈvɛndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entwendetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entwendenمعلوم، مصدر، حال
  • entwendendمعلوم، participle، حال
  • entwendetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entwendeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entwendمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entwendetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entwendeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entwendeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entwendestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entwendestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entwendetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entwendeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entwendenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • entwendenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • entwendetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entwendetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entwendenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • entwendenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entwendeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entwendeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entwendetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entwendetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entwendeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entwendeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entwendetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entwendetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entwendetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entwendetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entwendetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entwendetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

das Geld von jem. entwenden

پول را از کسی کش رفتن

das Geld ist entwendet worden

پول به سرقت رفت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها