رفتن به محتوالغزبریدن
تأییدنشده
entwanzen فعل
فعل
- لغزبریدن(to remove a hidden electronic surveillance device)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لغزعاردن(to remove a hidden electronic surveillance device)تأییدنشده
دستور زبانِ entwanzen
فعل
- تلفظ
- [ɛntˈvant͡sn̩]
همهٔ صورتها
- entwanztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- entwanzendمعلوم، participle، حال
- entwanztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- entwanzمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entwanzeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entwanztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- entwanzeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- entwanzeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entwanztمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- entwanzestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entwanztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- entwanzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- entwanztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- entwanzetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- entwanzteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- entwanzteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entwanztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- entwanztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entwanzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- entwanzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- entwanztenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- entwanztenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- entwanztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- entwanztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- entwanztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- entwanztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها