فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لغزبریدن

تأییدنشده

entwanzen فعل

فعل

  • لغزبریدن(to remove a hidden electronic surveillance device)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لغزعاردن(to remove a hidden electronic surveillance device)تأییدنشده

دستور زبانِ entwanzen

فعل

تلفظ
[ɛntˈvant͡sn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entwanztparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entwanzendمعلوم، participle، حال
  • entwanztparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entwanzمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entwanzeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entwanztمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entwanzeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entwanzeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entwanztمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entwanzestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entwanztمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entwanzeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entwanztمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entwanzetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entwanzteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entwanzteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entwanztestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entwanztestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entwanzteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entwanzteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entwanztenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entwanztenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entwanztetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entwanztetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entwanztenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entwanztenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها