فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به بار آمدن

تأییدنشده

entstehen فعل

فعل

  • به بار آمدن(intransitiv: durch etwas hervorgerufen werden)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پدید آمدنپَدید آمَدَن(intransitiv: seine Existenz beginnen)تأییدنشده
  • بوجود آمدنبِوُجود آمَدَنتأییدنشده
  • تولید شدنتولید شُدَنتأییدنشده
  • متکون شدنمُتَکَوِن شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ entstehen

فعل

تلفظ
[ɛntˈʃteːən]
همهٔ صورت‌ها
  • entstandenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entstehendمعلوم، participle، حال
  • entstandenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entstehمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entsteheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entstehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entsteheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entsteheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entstehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entstehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entstehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entsteheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entstehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entstehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entstandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entständeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entstündeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entstandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entstandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entständestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entstündestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entstandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entständeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entstündeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entstandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entständenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entstündenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entstandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entständetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entstündetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entstandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entständenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entstündenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wann entstand die Welt?

دنیا کی به وجود آمد؟

Die größten Missverständnisse entstehen durch Irrtümer.

بزرگترین سوء تفاهمات از خطا تشکیل می‌شوند.

Nichts ist von selbst entstanden.

هیچ چیز خود به خود به وجود نمی‌آید.

Das Alte ist immer Basis für das Neue. Ohne das Alte wäre Neues nie entstanden.

کهنه همیشه پایه‌ای برای نو است. بدون کهنه، نو هرگز به وجود نمی‌آمد.

Wahre Kreativität entsteht immer aus dem Mangel.

خلاقیت حقیقی همیشه از کمبود بوجود می‌آید.

Honig entsteht aus Nektar, nicht aus Blütenstaub.

عسل از شهد است، نه از گردهٔ گل.

Die Wissenschaft löst nie ein Problem, ohne daß dabei zehn neue entstehen.

علم بدون ایجاد ده مساله اضافی هرگز یک مساله را حل نمی‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

es entsteht kein Schaden

خسارت وارد نمیاید

daraus entstehen uns Unkosten

برای ما مخارج ایجاد می شوند

Chaos, das durch Überreste entstanden ist

ریخت و پاش

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Hans_Adler (de #784531), cojiluc (fa #9696460), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2769356), cojiluc (fa #10864296), tatoeba.org
  3. ۳: carlosalberto (de #11472822), cojiluc (fa #13169239), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #10678887), cojiluc (fa #13169242), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #5698158), cojiluc (fa #7081443), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #9805345), cojiluc (fa #10767466), tatoeba.org
  7. ۷: Waldelfe (de #13411678), cojiluc (fa #10813254), tatoeba.org
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: farhang von ckh
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها