فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرد و خاک چیزی را تکاندن

تأییدنشده

entstauben فعل

فعل

  • گرد و خاک چیزی را تکاندنگَرد و خاکِ چیزی را تَکاندَنتأییدنشده

دستور زبانِ entstauben

فعل

تلفظ
[ɛntˈʃtaʊ̯bn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entstaubtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entstaubendمعلوم، participle، حال
  • entstaubtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entstaubمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entstaubeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entstaubtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entstaubeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entstaubeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entstaubstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entstaubestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entstaubtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entstaubeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entstaubtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entstaubetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entstaubteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entstaubteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entstaubtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entstaubtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entstaubteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entstaubteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entstaubtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entstaubtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entstaubtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entstaubtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entstaubtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entstaubtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها