فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناپدید شدن

تأییدنشده

nâpadid šodan

entschwinden فعل

فعل

  • ناپدید شدنnâpadid šodan(to vanish)(disappear, vanish)رسمیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گم شدنgom šodan[ɡ̥om ʃo.d̪ǽn](to vanish)تأییدنشده

دستور زبانِ entschwinden

فعل

تلفظ
[ɛntˈʃvɪndn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entschwundenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entschwindendمعلوم، participle، حال
  • entschwundenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entschwindمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entschwindeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entschwindetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entschwindeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entschwindeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entschwindestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entschwindestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entschwindetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entschwindeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entschwindetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entschwindetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entschwandمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entschwändeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entschwandestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entschwandstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entschwändestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entschwandمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entschwändeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entschwandenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entschwändenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entschwandetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entschwändetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entschwandenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entschwändenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

jem., der aus dem Blickfeld entschwunden ist

جا تر است و بچه نیست

منابع و ارجاع‌ها