فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فوت کردن

fowt kardan, fut kardan[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]

entschlafen فعل

فعل

  • فوت کردنfowt kardan, fut kardanفوت کَردَن[fowt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn][fuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn](to die (euphemistic))
  • درگذشتنdargozaštanدَر گُذَشتن[d̪æɹ.ɡo.zæʃ.t̪ʰǽn]
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرحوم شدنمَرحوم شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ entschlafen

فعل

تلفظ
[ɛntˈʃlaːfn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entschlafenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entschlafenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entschlafenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entschlafenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entschlafenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entschlafeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entschlafeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entschlafenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entschlafenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • entschlafenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entschlafenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entschlafenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entschlafenمعلوم، مصدر، حال
  • entschlafendمعلوم، participle، حال
  • entschlafenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entschlafمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entschlafeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entschlaftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entschlafeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entschlafeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entschläfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entschlafestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entschläftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entschlafeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entschlafenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • entschlafenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • entschlaftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entschlafetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entschlafenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • entschlafenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entschliefمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entschliefeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entschliefstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entschliefestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entschliefمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entschliefeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entschliefenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entschliefenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entschlieftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entschliefetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entschliefenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entschliefenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها