فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از چیزی گذشتن

تأییدنشده

entsagen فعل

فعل

  • از چیزی گذشتناز چیزی گُذَشتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • صرفنظر کردنصَرفِنَظَر کَردَنتأییدنشده
  • ترک کردنtark kardanتَرک کَردَن[t̪ʰǽɹkʰʲ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • پرهیز کردنparhiz kardanپَرهیز کَردَن[pʰæɹ.híːz kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده

دستور زبانِ entsagen

فعل

تلفظ
[ɛntˈzaːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entsagtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entsagenمعلوم، مصدر، حال
  • entsagendمعلوم، participle، حال
  • entsagtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entsagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entsageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entsagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entsageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entsageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entsagstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entsagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entsagtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entsageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entsagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • entsagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • entsagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entsagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entsagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • entsagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entsagteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entsagteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entsagtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entsagtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entsagteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entsagteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entsagtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entsagtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entsagtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entsagtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entsagtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entsagtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Sie hat allen Süßigkeiten entsagt.

او از همهٔ شیرینی‌جات صرفنظر کرد.

ein Mensch, der allem entsagt

ریاضت کش

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: felix63 (de #8223553), cojiluc (fa #11220526), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها