فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرداختن

تأییدنشده

pardâxtan[pʰæɹ.d̪ɒːx.t̪ʰæn]

entrichten فعل

فعل

  • پرداختنpardâxtanپَرداختَن[pʰæɹ.d̪ɒːx.t̪ʰæn]تأییدنشده

دستور زبانِ entrichten

فعل

تلفظ
[ɛntˈʁɪçtn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entrichtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entrichtendمعلوم، participle، حال
  • entrichtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entrichteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entrichtمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entrichtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entrichteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entrichteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entrichtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entrichtestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entrichtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entrichteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entrichtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entrichtetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entrichteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entrichteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entrichtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entrichtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entrichteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entrichteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entrichtetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entrichtetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entrichtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entrichtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entrichtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entrichtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها