رفتن به محتواکسی را محروم از حق کردن
تأییدنشده
entrechten فعل
فعل
- کسی را محروم از حق کردنکِسی را مَحروم از حَق کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- از کسی سلب حق کردناز کِسی سَلبِ حَق کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ entrechten
فعل
- تلفظ
- [ɛntˈʁɛçtn̩]
همهٔ صورتها
- entrechtetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- entrechtenمعلوم، مصدر، حال
- entrechtendمعلوم، participle، حال
- entrechtetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- entrechteمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entrechtمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entrechtetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- entrechteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- entrechteمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entrechtestمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- entrechtestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entrechtetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- entrechteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- entrechtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، جمع، حال
- entrechtenمعلوم، اولشخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
- entrechtetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- entrechtetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- entrechtenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سومشخص
- entrechtenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- entrechteteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- entrechteteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entrechtetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- entrechtetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entrechteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- entrechteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- entrechtetenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- entrechtetenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- entrechtetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- entrechtetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- entrechtetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- entrechtetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها