فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دلسرد کردن

entmutigen فعل

فعل

  • دلسرد کردن(to dishearten)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بی‌جرات ساختن(to dishearten)تأییدنشده
  • سست کردن(to dishearten)تأییدنشده

دستور زبانِ entmutigen

فعل

تلفظ
[ɛntˈmuːtɪɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entmutigtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entmutigendمعلوم، participle، حال
  • entmutigtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entmutigمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entmutigeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entmutigtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entmutigeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entmutigeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entmutigstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entmutigestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entmutigtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entmutigeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entmutigtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entmutigetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entmutigteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entmutigteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entmutigtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entmutigtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entmutigteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entmutigteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entmutigtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entmutigtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entmutigtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entmutigtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entmutigtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entmutigtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

Maria war ein wenig entmutigt.

مری یکم نا امید شده بود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #7260770), manelie (fa #12881765), tatoeba.org
منابع و مجوزها