فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خالی کردن

تأییدنشده

xâli kardan

entladen فعل

فعل

  • خالی کردنxâli kardanخالی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بار انداختنبار اَنداختَنتأییدنشده
  • بار اندازی کردنبار اَندازی کَردَنتأییدنشده
  • بی بار کردنبی بار کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ entladen

فعل

تلفظ
[ɛntˈlaːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entladenerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladeneحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladenesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • entladeneحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • entladeneمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladeneمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladeneخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entladenenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladeneحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • entladenenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • entladenerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entladeneمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entladenesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • entladenenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entladenenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entladeneحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • entladenesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • entladenenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • entladendمعلوم، participle، حال
  • entladمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entladeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entladetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entladeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entladeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entlädstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entladestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entlädtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entladeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entladetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entladetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entludمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entlüdeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entludestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entludstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entlüdestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entludمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entlüdeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entludenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entlüdenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entludetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entlüdetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entludenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entlüdenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Schiff wurde im Hafen entladen.

کشتی در بندر تخلیهٔ بار شد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Wolf (de #363361), cojiluc (fa #12441127), tatoeba.org
منابع و مجوزها