فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از قوت انداختن

تأییدنشده

entkräften
حال (سوم‌شخص مفرد):
entkräftet
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
entkräftete
اسم مفعول:
entkräftet
فعل کمکی:
haben
فعل

مثال با entkräften

۱Sie entkräftete sein Argument.

برهان او را باطل کرد.

فعل

  • از قوت انداختنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تضعیف کردنتَضعیف کَردَنتأییدنشده
  • زمین گیر کردنزَمین گیر کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ entkräften

فعل

تلفظ
[ɛntˈkʁɛftn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entkräftetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entkräftenمعلوم، مصدر، حال
  • entkräftendمعلوم، participle، حال
  • entkräftetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entkräfteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entkräftمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entkräftetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entkräfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entkräfteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entkräftestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entkräftestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entkräftetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entkräfteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entkräftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • entkräftenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • entkräftetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entkräftetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entkräftenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • entkräftenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entkräfteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entkräfteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entkräftetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entkräftetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entkräfteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entkräfteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entkräftetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entkräftetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entkräftetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entkräftetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entkräftetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entkräftetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۱Sie entkräftete sein Argument.

برهان او را باطل کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: uschi (de #911741), GaryGaryGary (fa #9821412), Tatoeba
منابع و مجوزها