فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دانه گرفتن

تأییدنشده

entkernen فعل

فعل

  • دانه گرفتندانه گِرِفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • هسته را درآوردنهَسته را دَرآوَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ entkernen

فعل

تلفظ
[ɛntˈkɛʁnən]
همهٔ صورت‌ها
  • entkerntparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entkernendمعلوم، participle، حال
  • entkerntparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entkernمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entkerneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entkerntمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entkernمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entkerneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entkerneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entkernstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entkernestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entkerntمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entkerneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entkerntمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entkernetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entkernteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entkernteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entkerntestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entkerntestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entkernteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entkernteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entkerntenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entkerntenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entkerntetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entkerntetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entkerntenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entkerntenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها