فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نزدیک شدن

تأییدنشده

nazdik šodan

entgegenkommen فعل

فعل

  • نزدیک شدنnazdik šodanنَزدیک شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ entgegenkommen

فعل

تلفظ
[ɛntˈɡeːɡn̩ˌkɔmən], [ɛntˈɡeːɡŋ̩ˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • entgegengekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entgegenkommenمعلوم، مصدر، حال
  • entgegenzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • entgegenkommendمعلوم، participle، حال
  • entgegengekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entgegenzukommendergerundive، participle
  • komm entgegenمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme entgegenمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt entgegenمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme entgegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme entgegenمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entgegenkommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • entgegenkommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest entgegenمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entgegenkommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • entgegenkommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme entgegenمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entgegenkommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • entgegenkommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen entgegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen entgegenمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • entgegenkommenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • entgegenkommenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet entgegenمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entgegenkommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • entgegenkommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen entgegenمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entgegenkommenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • entgegenkommenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kam entgegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme entgegenمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entgegenkamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • entgegenkämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest entgegenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst entgegenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entgegenkamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • entgegenkämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • entgegenkämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme entgegenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entgegenkamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • entgegenkämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen entgegenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen entgegenمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entgegenkamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • entgegenkämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet entgegenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt entgegenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entgegenkamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • entgegenkämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • entgegenkämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen entgegenمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen entgegenمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entgegenkamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • entgegenkämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • entgegenzukommendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • entgegenzukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • entgegenzukommendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • entgegenzukommendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • entgegenzukommendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • entgegenzukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • entgegenzukommendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • entgegenzukommendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • entgegenzukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • entgegenzukommendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • entgegenzukommendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • entgegenzukommendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • entgegenzukommendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • entgegenzukommendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

مثال‌ها

dass sie den Klagen entgegenkommen

تا به شکایتها رسیدگی کنند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها