رفتن به محتواآشوب را بر انگیختن
تأییدنشده
entfesseln فعل
فعل
- آشوب را بر انگیختنآشوب را بَر اَنگیختَن(z.B. Aufstand)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تحریک کردنتَحریک کَردَن(z.B. Aufstand)تأییدنشده
دستور زبانِ entfesseln
فعل
- تلفظ
- [ɛntˈfɛsl̩n]
همهٔ صورتها
- entfesseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- entfesselndمعلوم، participle، حال
- entfesseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- entfessleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entfesselمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entfesseleمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entfesseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- entfessleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- entfesselمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- entfesseleمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- entfesseleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entfessleمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entfesselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- entfesselstمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entfesslestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entfesseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- entfesseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- entfessleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- entfesseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- entfesseltمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- entfessletمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- entfesselteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- entfesselteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entfesseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- entfesseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entfesselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- entfesselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- entfesseltenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- entfesseltenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- entfesseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- entfesseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- entfesseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- entfesseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- entfesselestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
- entfesseletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاعها