فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

آشوب را بر انگیختن

تأییدنشده

entfesseln فعل

فعل

  • آشوب را بر انگیختنآشوب را بَر اَنگیختَن(z.B. Aufstand)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تحریک کردنتَحریک کَردَن(z.B. Aufstand)تأییدنشده

دستور زبانِ entfesseln

فعل

تلفظ
[ɛntˈfɛsl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • entfesseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entfesselndمعلوم، participle، حال
  • entfesseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entfessleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfesselمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfesseleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfesseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entfessleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entfesselمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entfesseleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entfesseleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entfessleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entfesselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfesselstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entfesslestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entfesseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entfesseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entfessleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entfesseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entfesseltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entfessletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entfesselteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entfesselteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entfesseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entfesseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entfesselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entfesselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entfesseltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entfesseltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entfesseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entfesseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entfesseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entfesseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entfesselestمعلوم، حال، مفرد، subjunctive
  • entfesseletمعلوم، جمع، حال، subjunctive
منابع و ارجاع‌ها