فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توسعه یافتن

تأییدنشده

entfalten فعل

فعل

  • توسعه یافتنتوسِعِه یافتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گستردنgostardanگُستَردَن[ɡ̥os.t̪ʰæɹ.d̪ǽn]تأییدنشده

دستور زبانِ entfalten

فعل

تلفظ
[ɛntˈfaltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • entfaltetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entfaltendمعلوم، participle، حال
  • entfaltetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entfalteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfaltمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfaltetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entfalteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entfalteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entfaltestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entfaltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entfaltetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entfalteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entfaltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entfaltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entfalteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entfalteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entfaltetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entfaltetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entfalteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entfalteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entfaltetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entfaltetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entfaltetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entfaltetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entfaltetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entfaltetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Entfalten Sie ihre Kreativität!

خلاقیت‌تان را شکوفا سازید.

Der Rabe hat seine Flügel entfaltet.

کلاغ بالهایش را گشود.

An der Akademie der Schönen Künste können sich Studenten künstlerisch entfalten.

در آکادمی هنرهای زیبا، دانشجویان می‌توانند از نظر هنری شکوفا شوند.

Wenn sich die Knospen entfalten, kann man ihr Blühen nicht aufhalten.

وقتی غنچه‌ها شکوفا می‌شوند، نمی‌توان شکوفایی‌شان را متوقف کرد.

er will seine Ideen entfalten

او می خواهد افکارش را انکشاف بکند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #12423145), cojiluc (fa #13175029), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #4749526), cojiluc (fa #8383551), tatoeba.org
  3. ۳: dispy (de #5488145), cojiluc (fa #13175035), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #8261298), cojiluc (fa #13175038), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
منابع و مجوزها