برانگیختن
تأییدنشده
bar-angixtan[bæ.ɹæɲ.ɡʲiːx.t̪ʰǽn]
entfachen فعل
فعل
- برانگیختنbar-angixtanبَراَنگیختَن[bæ.ɹæɲ.ɡʲiːx.t̪ʰǽn](to arouse)تأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- افروختنafruxtanاَفروختَن[ʔæf.ɹuːx.t̪ʰǽn](to start (a fire))(kindle)تأییدنشده
- روشن کردنrowšan kardanروشَن کَردَن(to start (a fire))تأییدنشده
دستور زبانِ entfachen
فعل
- تلفظ
- [ɛntˈfaxn̩]
همهٔ صورتها
- entfachtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- entfachendمعلوم، participle، حال
- entfachtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- entfachمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entfacheمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- entfachtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- entfacheمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- entfacheمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entfachstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- entfachestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- entfachtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- entfacheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- entfachtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- entfachetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- entfachteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- entfachteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entfachtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- entfachtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- entfachteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- entfachteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- entfachtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- entfachtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- entfachtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- entfachtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- entfachtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- entfachtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
مثالها
Feuer der Liebe entfachen
به آتش عشق دامن زدن
Feuer der Liebe entfachen
آتش عشق کسی را دامن زدن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
- ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها