رفتن به محتوااز ارث محروم کردن
تأییدنشده
enterben فعل
فعل
- از ارث محروم کردناز اِرث مَحروم کَردَنتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کسی را عاق کردنکِسی را عاق کَردَنتأییدنشده
دستور زبانِ enterben
فعل
- تلفظ
- [ɛntˈʔɛʁbn̩], [ɛntˈʔɛʁbm̩]
همهٔ صورتها
- enterbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
- enterbendمعلوم، participle، حال
- enterbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
- enterbمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- enterbeمعلوم، وجه امری، حال، دومشخص، مفرد
- enterbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دومشخص
- enterbeمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، حال، مفرد
- enterbeمعلوم، اولشخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- enterbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دومشخص، مفرد
- enterbestمعلوم، حال، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
- enterbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سومشخص
- enterbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سومشخص
- enterbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دومشخص
- enterbetمعلوم، جمع، حال، دومشخص، وجه التزامی نوع اول
- enterbteمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
- enterbteمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- enterbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد
- enterbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دومشخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
- enterbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سومشخص
- enterbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
- enterbtenمعلوم، اولشخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
- enterbtenمعلوم، اولشخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
- enterbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص
- enterbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دومشخص، وجه التزامی نوع دوم
- enterbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سومشخص
- enterbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سومشخص
منابع و ارجاعها