فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از ارث محروم کردن

تأییدنشده

enterben فعل

فعل

  • از ارث محروم کردناز اِرث مَحروم کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کسی را عاق کردنکِسی را عاق کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ enterben

فعل

تلفظ
[ɛntˈʔɛʁbn̩], [ɛntˈʔɛʁbm̩]
همهٔ صورت‌ها
  • enterbtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • enterbendمعلوم، participle، حال
  • enterbtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • enterbمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enterbeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enterbtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • enterbeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • enterbeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • enterbstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enterbestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • enterbtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • enterbeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • enterbtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • enterbetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • enterbteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • enterbteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • enterbtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • enterbtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • enterbteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • enterbteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • enterbtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • enterbtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • enterbtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • enterbtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • enterbtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • enterbtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
منابع و ارجاع‌ها