فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسی را خلع ید کردن

تأییدنشده

enteignen فعل

فعل

  • کسی را خلع ید کردنکِسی را خَلعِ یَد کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چیزی را از کسی سلب کردنچیزی را از کِسی سَلب کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ enteignen

فعل

تلفظ
[ɛntˈʔaɪ̯ɡnən]
همهٔ صورت‌ها
  • enteignetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • enteignendمعلوم، participle، حال
  • enteignetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • enteigneمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enteignetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • enteigneمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • enteigneمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • enteignestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • enteignestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • enteignetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • enteigneمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • enteignetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • enteignetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • enteigneteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • enteigneteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • enteignetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • enteignetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • enteigneteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • enteigneteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • enteignetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • enteignetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • enteignetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • enteignetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • enteignetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • enteignetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

مثال‌ها

man hat ihn enteignet

اورا از چیزی خلع ید کردند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها