فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چیزی را بی احترامی کردن

تأییدنشده

entehren فعل

فعل

  • چیزی را بی احترامی کردنچیزی را بی اِحتِرامی کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیآبرو کردنتأییدنشده
  • رسوا کردنرُسوا کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ entehren

فعل

تلفظ
[ɛntˈʔeːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • entehrtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • entehrendمعلوم، participle، حال
  • entehrtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • entehrمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entehreمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entehrtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entehreمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • entehreمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entehrstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • entehrestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • entehrtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • entehreمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • entehrtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • entehretمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • entehrteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • entehrteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entehrtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • entehrtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • entehrteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • entehrteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • entehrtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • entehrtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • entehrtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • entehrtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • entehrtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • entehrtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها